عبدالله مستوفى
197
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
پارلمانى و حكومت ملى آنها را به كار نزديك كرده ، اختيار را بدست آنها بدهيم و بمرور حكومت مقتدر طرف حاجت را بسازيم ، بطوريكه دست ما هم هيچ پيدا نباشد ، و مردم ايران اين حكومت را همان حكومت مقتدر ملى دلخواه خود بشناسند . ولى بالشويكها بحدود ايران رسيده ، سهل است در داخلهء مملكت هم سروصداهائى راه افتاده است . و تا ما بخواهيم از اين راه حكومت مقتدر را سرپا كنيم ، كار از كار خواهد گذشت . بنابراين ، از راه قانونى ، و بازيهاى پارلمانى اگر هم به تشكيل اين حكومت مقتدر موفق بشويم ، تازه نظير نوشداروى پس از مرگ خواهد بود و به درد كار ما نميخورد . پس بايد شخصى را پيدا كرد ، و مقصود را به او فهماند و او را تقويت كرد ، كه با قانون يا بر خلاف قانون بهر جد و جهد و قيمتى كه شده است ، اين حكومت مقتدر را هرچه زودتر تشكيل كند ، ولى اين شخص كجاست و كيست ؟ سلطان احمد شاه ترسوى وسواسى ؟ كه حتى از جزئى تماس با قانون اساسى و قوانين عادى هم وحشت دارد ؟ و گاهى منافع اساسى كشورش را هم فداى اين قانون دوستى خود مىكند ؟ اين شخص كه مسلما اين كاره نيست . از او بگذريم ، و در ميان رجال كشور تجسس كنيم . اينها هم بعد از وضع بىعرضهها و شيشه امالهها دو تيپ بيشتر نيستند : يكى وجيه الملهها كه مردم از آنها شنوائى دارند و اگر كارهائى صورت دهند طرف اعتراض واقع نميشوند ولى اينها هم اين نفوذ يا تنفذ را از راه اطاعت بقانون براى خود دست و پا كردهاند و جرأت و دل و كردهاى كه بر خلاف قانون رفتارى كنند ندارند ، در صورتى كه براى وصول به حكومت مقتدر ، ولو موقتا هم باشد ، نميتوان طابق النعل بالنعل از روى قانون رفتار كرد . اين كار به اشخاص بىباك ، بيشتر از اشخاص ملاحظه كار حاجت دارد . پس از اين تيپ براى ما كارى ساخته نيست . تيپ دوم پاچه ورماليدهها و آپارديها هستند ، اگرچه اين تيپ از حيث عدم اعتناء بقوانين به درد اين كار ميخورند ، ولى سوابق سوء آنها مانع آنست كه مردم بگذارند پياز آنها ريشه كند و از همان روزهاى اوليه ، و قدمهاى اول صابون زير پاى آنها خواهند ماليد « 1 » و اين موضوع با دوام و ثبات كه يكى از اصول هر حكومت مقتدرى است منافات دارد . پس چه بايد كرد ؟ و اين حكومت مقتدر را بدست كه بايد سرپا نمود ؟ اى بابا ! ! . . . اينها چه افكارى است ؟ فعلا بايد اوضاع حاضر را برهم زد . تغيير وضع البته اشخاص تازهاى را كه تاكنون هيچ در اين بازيها داخل نبودهاند وارد معركه خواهد كرد و از ميان آنها به خوبى ميتوانيم شخصى را كه بتواند حكومت
--> ( 1 ) - پلههاى خزانهء حمامهاى سابق يا كف حمامهاى امروز اگر صابونى باشد حكما شخص بىاحتياط را بر زمين مىزند . خوانندهء عزيز از ايراد اين مختصر پى بكنايهء صابون زير پا ماليدن ميبرد .